محمد رضا واليزاده معجزى
551
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
و شايستهتر بود زيرا او لرستانيان را مىشناخت و با خوانين و سران عشاير آشنايى داشت و با نيروى فكر و تدبير مىتوانست آنان را رام و مطيع سازد . محمد على شاه چون اين خصايص را در شخص رضا قلى خان نظام السلطنه سراغ داشت لذا او را به دربار خواند و ايالت لرستان را به او تكليف كرد . نظام السلطنه كه خود آرزوى چنين مأموريتى را داشت ، در كمال ميل و رضا اين سمت را پذيرفت و فرمان آن را گرفته به لرستان حركت كرد . موقعى كه نظام السلطنه به حضور شاه بار يافت ، از جمله دستورالعملهايى كه به او داد يكى هم حركت دادن زن و بچه سالار الدوله به تهران بود كه با رعايت شئون شاهزاده اين كار را انجام دهد . ورود نظام السلطنه به لرستان نظام السلطنه با عدهاى سرباز از تهران حركت كرد . خوانين لرستان در بروجرد از او استقبال كردند و بعد از چند روز توقف در بروجرد و ديدوبازديد با سادات مقتدر بروجرد كه آنها را « آقادات » هم مىخواندند ، به سوى خرمآباد حركت كرد . اكثر رؤساى خوانين لرستان رضا قلى خان نظام السلطنه را مىشناختند ، زيرا در اوقاتى كه نظام السلطنه اول ( حسينقلى خان ) و سعد الملك ( محمد حسن خان ) اعمام رضا قلى خان در حوزهء ايالتى خوزستان و لرستان حكومت داشتند ، با او آشنا شده بودند و عده از سرشناسان در اوقاتى كه رضا قلى خان در ولايات ثلاث مأموريت داشته نيز با وى ارتباط داشتهاند مانند مير شيخ على خان و برادرش مير غيظى خان كه بعد از فوت پدرشان مير ولى خان به عسرت معيشت مبتلا و بعد از چندى نامه و قاصدى از نظام السلطنه به آنها رسيده و به سابقه آشنايى آن دو برادر را نزد خود به ثلاث مىخواهد كه كار به آنها بدهد . مير شيخ على خان فورا استقبال كرده ، به ثلاث پيش نظام السلطنه رفت . اين دو برادر در تمام مراحل خدمتى نظام السلطنه با او بودهاند چه در لرستان و چه در ثلاث و چه در شيراز و استانبول تا اينكه مير شيخ على خان در كشور عثمانى مريض شد و در زير عمل جراحى فوت كرد و مير غيظى خان بعد از مراجعت نظام السلطنه از سفر مهاجرت ، به خرمآباد برگشت و ديگر وارد خدمات دولتى نگرديد . با سوابقى كه لرستانيان با نظام السلطنه داشتند و با استحضارى كه نظام السلطنه از اوضاع لرستان و معرفى كه به احوال رؤسا و سركردگان اين سامان داشت ، قاعدتا مىبايست هم شخص نظام السلطنه با موفقيت كامل امور را پيش برد و هم لرستانيان در زمان حكمرانى او قرين